-درسهای شاگردی (27) دروس فی التلمذة-

درب شماره 27 - اصل شمگر

این دکتر اد هاسکینز است که از شما به درس های شاگردی خوش آمد می گوید، مجموعه ای که برای کمک به ایمانداران جدید طراحی شده است تا در ایمان مسیحی خود تثبیت شوند. جلسه امروز اصل شمگر است. ابتدا بگذارید کمی از خودم برایتان بگویم. من یک پزشک بازنشسته هستم که 34 سال را در زمینه پزشکی خانواده و سلامت دانشجو گذرانده ام. 50 سال پیش مسیحی شدم و ناوبرها، یک سازمان مسیحی بین‌المللی و غیر فرقه‌ای، که هدفش شناخت مسیح و شناخته شدن اوست، در اوایل ایمانم به من کمک کرد. من از سال 1980 در کارکنان آن سازمان بودم. درس های شاگردی مجموعه ای از چیزهایی است که در آن زمان از کتاب مقدس و تحت هدایت ناوبران آموختم. آنچه را که در آن زمان یاد گرفتم اکنون به شما منتقل می کنم. جلسه امروز اصل شمگر است.

پس شمگر کی بود؟ من اولین بار در مورد شامگر 45 سال پیش در سخنرانی دکتر جان ریج وی با نویگیتورز آشنا شدم. شمگر پس از مرگ یوشع یکی از قضات اسرائیل بود. او فقط دو بار در کتاب مقدس ذکر شده است، هر دو بار در کتاب قضات. زمان تقریباً 1400 قبل از میلاد است.

آیه اول می‌گوید: «بعد از ایهود، شامغر بن عنات آمد که ششصد فلسطینی را با گاو نر کشت. او نیز اسرائیل را نجات داد.» ‏ (‏ داوران ۳:‏۳۱‏)‏ تنها مکان دیگری که به او اشاره شده دو فصل بعد است. «در روزگار شامگر بن عنات، در ایام یائیل، راهها متروک بود. مسافران به مسیرهای پر پیچ و خم رفتند.» (داوران 3:31)

دکتر ریج وی از این دو بیت چهار نتیجه در مورد زندگی شمگر گرفت. ابتدا شمگر در سرزمین های تحت اشغال دشمن زندگی می کرد. اسرائیل توسط یک قبیله متخاصم و دشمنان همیشگی آنها، فلسطینیان، کنترل می شد. می‌گوید بزرگراه‌های معمولی خلوت بودند و مسافران باید از راه‌های دوربرگردان و مخفیانه می‌رفتند. دوم اینکه شمگر از جایی که بود شروع کرد. او در یک مزرعه کشاورز بود. ثالثاً شمگر از آنچه در دست داشت استفاده کرد. او چه داشت؟ او یک گود گاو، یک ابزار حفاری دو ابزار، با یک نقطه در یک سر (برای تحریک گاو) و یک ابزار حفاری فلز در سر دیگر داشت. چهارم، شامگر ششصد فلسطینی را کشت. در نتیجه شمگر اسرائیل را نجات داد. همه چیز باید برای پادگان فلسطینی آنقدر ناامید شده باشد که آنها از آنجا خارج شدند. سرانجام خداوند به اعمال او برکت داد.

در اینجا چند یادداشت اضافی وجود دارد. اول اینکه شک دارم شمگر همه این کارها را خودش انجام داده باشد. احتمالاً خدا از او استفاده کرد تا افراد دیگری را که در تلاش‌های مقاومت زیرزمینی او یاری می‌کردند، به خدمت بگیرد. دوم، تا آنجا که من می دانم، مطلقاً هیچ ارتباطی بین فلسطینیان باستان و فلسطینیان امروزی وجود ندارد، حتی اگر کلمه عربی برای فلسطینی، کلمه انگلیسی Philistine باشد. بنابراین، هیچ توجیهی برای اسرائیلی های امروزی وجود ندارد که بیرون بروند و فلسطینیان امروزی را بکشند.

بیایید آنچه را که می توانیم از این قسمت یاد بگیریم. از آن زمان، 45 سال پیش، سعی کردم از اصل شمگر در زندگی خود الگوبرداری کنم. پیشنهاد میکنم شما هم امتحان کنید.

به همه ما هدایایی از جانب خداوند و همچنین منابع خاصی داده شده است.
ما هم محدودیت هایی داریم. سوال کلیدی اینجاست: آیا مایلیم که هدایا، منابع، محدودیت‌ها و فرصت‌هایمان را زیر پای عیسی بگذاریم؟ آیا می‌توانیم به او اعتماد کنیم که از آنها به هر طریقی که صلاح می‌داند استفاده کند تا «پادشاهی تو بیاید، اراده تو همانطور که در آسمان است بر زمین نیز انجام شود» (متی 6:10)؟

من به خانمی در کلیسای ما فکر می کنم که اکنون به خانه رفته است تا با خداوند باشد. میشل بانوی بسیار با استعدادی بود که به عنوان یک زن جوان به یک بیماری وحشتناک (اسکلروز جانبی آمیوتروفیک) مبتلا شد. این بیماری ALS است - به آن بیماری لو گهریگ نیز می گویند. ALS باعث زوال تدریجی تمام اعصاب بدن فرد می شود. باعث می شود که فرد کنترل کاملی بر تمام ماهیچه های بدن از دست بدهد. در اواخر عمرش، تنها کاری که می توانست بکند این بود که چشمش را پلک بزند و یک انگشتش را تکان دهد. اما با استفاده از آن عضلات باقیمانده، او توانایی «فناوری» کافی برای راه اندازی یک وب سایت داشت. او توانست با مردم سراسر جهان ارتباط برقرار کند. این وب‌سایت حول محور عیسی مسیح بود و «رفیقم را ملاقات کن» نام داشت. من حداقل یک نفر را می شناسم که مسیح را به خاطر وب سایت او شناخت. میشل حدود پنج سال پیش به خانه رفت تا با خداوند باشد. من مطمئن هستم که احتمالاً اولین چیزی که او هنگام ورود به بهشت ​​از پروردگارمان شنید این بود: "آفرین، بنده خوب و امین." میشل از جایی که بود، با آنچه داشت شروع کرد و هر کاری که می توانست انجام داد. خداوند به تلاش او برکت داد.

بیایید آنچه را که از این ارائه مختصر آموختیم، خلاصه کنیم.
شمگر یکی از قضات اولیه در اسرائیل پس از مرگ یوشع بود. می بینیم که شمگر از همان جایی که بود، با داشته هایش شروع کرد و هر چه از دستش برمی آمد انجام داد – و خدا برکت داد!

اینجا هم مثل زمان شمگر دنیای خصمانه ای است که ما در آن زندگی می کنیم، او در مزرعه ای با یک گاو نر کشاورز بود. او هر چه در توان داشت برای ملکوت خدا انجام داد و خداوند تلاش های او را برکت داد. ممکن است آنطور که فکر می کنیم با استعداد نباشیم. اما مثل شمگر از جایی که هستیم شروع می کنیم، هر چه از دستمان بر می آید، با آنچه داریم انجام می دهیم و به نظاره گر خدا خیر می شویم!

چه چیزی در دست ماست؟ هر یک از ما چیزهای منحصر به فردی داریم که خداوند به ما داده است. آیا حاضریم آنها را برای خدمتش به او بدهیم؟

مهم این است که هر چقدر هم که فکر می کنیم کم داریم، آن را به عیسی می دهیم و به او اجازه می دهیم که آن را مانند نان و ماهی زیاد کند (لوقا 9: ​​16-17). باشد که ما اصل شمگر را در زندگی خود به جلال خداوند به کار ببریم.

خوب، دفعه بعد که درس 28 درس های شاگردی را پوشش دهیم، شما را خواهیم دید. آخرین جلسه ما در این مجموعه شاگردی، تصویرسازی دب اکبر خواهد بود. که ارائه امروز را به پایان می رساند. ممنون که بخشی بودید تا دفعه بعد، خداوند شما را برکت دهد و به پیروی از عیسی ادامه دهید. او ارزشش را دارد!

درسهای اخیر